
خبرگزاري فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامي با اشاره به انحراف و زاويه پيدا كردن برخي افراد در داخل كشور تصريح كردند: اگر عدهاي وسط راه، سست عنصري نشان نميدادند، امروز وضع كشور در زمينههاي مادي و معنوي خيلي بهتر بود.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي عصر امروز در ديدار اعضاي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا، حركت علمي در كشور را نياز فوري و ضروري دانستند و بر رسالت خطير جوانان در كسب علم و مجاهدت و تلاش در راه خدا براي عبور از يك گردنه عظيم تاريخي تاكيد كردند.
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم
بی آلایشی و سادگی از افتخارات زندگی حضرتش بوده است و آراستگی به زیور قناعت و سادگی و پیراسته بودن از رذایل طمع و حرص و تکبر، از بارزترین حالات روحی و رفتاری اوست. هرگز غنا و دارایی موجب اسراف و تبذیر، و تنگدستی و ناداری سبب تملق و سرکوبی عزت نفس وی نبوده، پیوسته خویشتن را از آلودگی به جلوه های فریبنده دنیایی دور داشته و مناعت طبع و بزرگواری را سرلوحه زندگی خویش قرار داده است.
حجة الاسلام و المسلمین قرائتی می گوید:
برای عقد دخترم به منزل شخصی ایشان رفتیم. قالی خانه آقا نخ نما شده بود. در زمان ریاست جمهوری به هنگام اقتدا به ایشان در نماز، معظم له لامپهای اضافی اتاق را خاموش کرد و تنها یک لامپ را روشن گذاشتند.
مصاحبه مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، 30/11/ ۷۲
دخترک 8 ساله بود، اهل کرمان. موقع بازي در کوچه بود که با اتومبيلي تصادف کرد. ضربه آنقدر شديد بود که به حالت کما و اغما رفت. حال زهرا هر روز بدتر از روز قبل مي شد. مادرش ديگر نا اميد شده بود. دکترها هم جوابش کرده بودند.
دکتر معالجش -دکتر سعيدي، رزيدنت مغز و اعصاب- مي گويد: زهرا وقتي به بيما
رستان اعزام شد ضربه شديدي به مغزش وارد شده بود. براي همين هم نمي توانستيم هيچگونه عملي روي او انجام دهيم. احتمال خوب شدنش خيلي ضعيف بود.در بخش مراقبتهاي ويژه، پيرزني چند هفته اي است که بر بالين نوه اش با نوميدي دست به دعا برداشته است.
اين ايام مصادف بود با سفر رهبر انقلاب به استان کرمان. ولي حيف که زهرا با مادربزرگش نمي توانستند به استقبال و زيارت آقا بروند. اگر اين اتفاق نمي افتاد، حتماً زهرا و مادر بزرگش هم به ديدار آقا مي رفتند، اما حيف ....
خود مادر بزرگ ماجرا را اينطور تعريف مي کند: وقتي آقا آمدند کرمان، خيلي دلم مي خواست نزد ايشان بروم و بگويم: آقاجان! يک حبه قند يا ... را بدهيد تا به دختر بيمارم بدهم، شايد نور ولايت، معجزه اي کند و فرزندم چشمانش را باز کند.
مثل کسي که منتظر است دکتري از ديار ديگري بيايد و نسخه شفا بخشي بپيچد همه اش مي گفتم: خدايا! چرا اين سعادت را ندارم که از دست رهبر انقلاب، سيد بزرگوار چيزي را دريافت کنم که شفاي بيمارم را در پي داشته باشد. مادربزرگ ادامه مي دهد: آن شب ساعت11 بود. نزديک درب اورژانس که رسيدم، مامور بيمارستان گفت: رهبر تشريف آورده اند اينجا. گفتم: فکر نمي کنم، اگر خبري بود سر و صدايي، استقبالي يا عکس العملي انجام مي شد؛ اما ناگهان به دلم افتاد، نکند که راست بگويد. به طرف اورژانس دويدم، نه پرواز کردم. وقتي رسيدم، ديدم راست است. آقا اينجاست. و من در يک قدمي آقا هستم. با گريه به افرادي که اطراف آقا بودند گفتم: مي خواهم آقا را ببينم. گفتند: صبر کن، وقتي آقا از اين اتاق بيرون آمدند، مي تواني آقا را ببيني. وقتي رهبر بيرون آمدند، جلو رفتم. از هيجان مي لرزيدم. اشک جلوي ديدگانم را گرفته بود و قدرت حرف زدن نداشتم. عاقبت زبان در دهانم چرخيد و گفتم: آقا! دختر هشت ساله ام تصادف کرده و در کما است. نامش زهرا است. ترا به جان مادرت زهرا(س) يک چيزي به عنوان تبرک بدهيد که به بچه ام بدهم تا شفا پيدا کند. آقا بدون تأمل چفيه اش را از شانه برداشت و توي دستهاي لرزان من گذاشت. داشتم بال در مي آوردم. سراسيمه برگشتم و بدون هيچ درنگ و صحبتي فوراً چفيه متبرک آقا را روي چشمان و دست و صورت زهرا ماليدم و ناگهان ديدم زهرا يکي از چشمانش را باز کرد. حال عجيبي داشتم. روحم در پرواز بود و جسمم در تلاش براي بهبودي فرزندم که تا دقايقي پيش، از سلامت وي قطع اميد کرده بوديم. ساعت 2 بعد از ظهر آن روز، زهرا هر دو چشمش را کاملاً باز کرد و روز بعد هم به بخش منتقل شد و فردايش هم مرخص گرديد.
زهراي کوچک حالا يک ياد گاري دارد که خود مي گويد: آن را با هيچ چيز عوض نمي کنم. او مي گويد: اين چفيه مال خودم است. آقا به من داده، خودم از روي حرم حضرت علي(ع) برداشتم . مادر بزرگ نيز مي گويد: از آن روز تاکنون فقط يک آرزو دارم. آن هم اين است که با زهرا به زيارت آقا بروم.
منبع:وبلاگ قافله شهدا
یکی از دوستان بنام آقای امیر حسین آبیار برای اینجانب (نویسنده وبلاگ) تعریف می کرد که ایشان شخصی در فامیل داشته اند که حضرت آقا را از لحاظ معنویت شخصی عادی می پنداشته است. روزی از طرف یکی از ارگان ها به خدمت مقام معظم رهبری شرفیاب می شوند. بعد از اتمام فرمایشات مقام معظم رهبری وقتی می بیند بعضی از حضار دارند چفیه شان را به محافظان می دهند تا آقا آنرا متبرک کند و از آنجائیکه این شخص در وسط جمعیت بوده است و نمی توانسته چفیه اش را به آقا بدهد در دل می گوید یا امام زمان می شود آقا چفیه مرا هم متبرک کند؟ در همین زمان آقا در حال خروج از درب حسینیه بوده اند که ناگهان انگار تلنگری به ایشان زده شده باشد بر می گردند و به وسط جمعیت اشاره می کنند و می گویند چفیه ی آن شخص را بیاورید و محافظ ها می روند و آن شخص را پیدا می کنند و چفیه را می دهند آقا متبرک کند.جناب آقای آبیار برای من در ادامه گفت که آن شخص پس از این ماجرا به مدت یک هفته بخاطر اتفاقی که افتاده بوده، شوکه شده بوده است و گریه می کرده و اکنون به شخصیت عظیم و عرفانی حضرت آیت الله العظمی سید علی الحسنی الحسینی الخامنه ای پی برده است.
برگرفته شده از وبلاگ سید خراسانی
خبرگزاري فارس: امير عاملي قزويني در سروده خود به نام «رهبرم را دوست دارم يا حسين(ع)» از كربلا و عشق به ولايت سخن ميگويد.

«رهبرم را دوست دارم يا حسين(ع)»
اي قلم از غربت زينب بگو از غم سجاد غرق تب بگو
كربلا را اي قلم تصوير كن يادي از مولاحسين، آن پير كن
نكته اي از حال و روز ياس گو اي قلم از حضرت عباس گو
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
رهبر معظم انقلاب ميفرمايند: مجالس ما، مجالس حسينى، يعنى مجالس ضدظلم، مجالس ضدسلطه، مجالس ضدشمرها و يزيدها و ابنزيادهاى زمان موجود، زمان حاضر، معنايش اين است. اين استمرار ماجراى امام حسين است.

رهبر معظم انقلاب در سخنرانيهاي متعدد بر لزوم استمرار قيام عاشورايي در روضههاي حسيني تأكيد فراوان داشته و با برخي بدعتها در اين مراسمها مخالفت ميكردند. ايشان ميفرمايند:
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم
سروده ای از مقام عظمای ولایت فرزند رشید حسین شهید
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(دام ظله)
ای حسین! و ای راز دار وحی!
غمسرای خیمه هایت سوزش قلب زنانت
گریه نوباوه گانت
آه سوز خواهرانت العطش از دخترانت
عالمی را اشک ریزان می کند!
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان عزیز آنچه مشاهده می فرمایید کلیپ تصویری مقام معظم رهبری است که به زیبایی نوحه ترکی
می خوانند.لطفا جهت سلامتی ایشان سه مرتبه صلوات بفرستید.

دانلود روضه و مقتل خوانی رهبر که از روی متن کتاب لهوف ابن طاووس خوانده شده، راهنمای خوبی برای روضه خوانهای عزیز و مداحان محترم میباشد، که از تحریف وقایع عاشورا چشم بپوشند. در این فایل روضه حضرت علی اکبر توسط رهبر خوانده شده. کسانی که نشنیدهاند دانلود کنند.
قسمت اول
قسمت دوم
منبع:http://www.takdid.com
فایل سخنرانی عرشی حضرت آیت الله العظمی علامه ذوالفنون حسن زاده آملی(روحی فداه)درباره مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(جانم به فدایش)

بسم الله الرحمن الرحیم
غرق مطالعه بودم اذان را نشنيدم !
رهبر محبوب درباره مطالعه كتاب هاى درسى و غير درسى 
در دوران جوانى مى فرمايد:
من در دوران جوانى زياد مطالعه مى كردم ؛ غير از كتاب هاى
درسى خودمان كه مطالعه مى كردم و مى خواندم،هم كتاب
تاريخ مى خواندم،هم كتاب ادبيات،هم كتاب شعر، هم كتاب
قصه و رمان مى خواندم . به كتاب قصه خيلى علاقه داشتم و
خيلى از رمانهاى معروف را در دوره نوجوانى خواندم . شعر هم
مى خواندم.من با بسيارى از ديوان هاى شعر،در دوره نوجوانى
و جوانى آشنا شدم.به كتاب تاريخ علاقه داشتم ، و چون درس عربى مى خواندم و با زبان عربى آشنا شده بودم،به حديث هم علاقه داشتم . الان احاديثى يادم است كه آنها را در دوره نوجوانى خواندم و يادداشت كردم ؛ دفتر كوچكى داشتم كه يادداشت مى كردم . احاديثى را كه ديروز، يا همين هفته نگاه كرده باشم ، يادم نمى ماند، مگر اين كه يادآوريى وجود داشته باشد؛ اما آن هايى را كه در آن دوره خواندم ، كاملا يادم است .
شماها هم واقعا بايد قدر بدانيد؛ هر چه امروز مطالعه مى كنيد، برايتان مى ماند و هرگز از ذهنتان زدوده نمى شود.
تحرکات دشمنان برای آغاز جنگ های ظهور
و پافشاری رهبری بر ادامه پیشروی در جنگ نرم

* چرا دشمنان اینگونه در مقابل حوادث ظاهراً غیرحساس یمن به هراس و تکاپو افتاده اند؟!
* راز بزرگ اهمیت بسیار بالای حوادث یمن چیست؟
* با وجود صف آرایی اسرائیل ، آمریکا ، وهابیت عربستان و ... در مقابل شیعیان مظلوم یمن آیا می توان این جنگ نابرابر را برادرکشی خواند؟!
* فلسفه عدم ورود مقام معظم رهبری(مدظله) به دفاع از شیعیان بی پناه یمن چیست؟!
* آیا دیو استبداد و استکبار خواهد توانست شیرمردان شیعه یمنی را قلع و قمع کند؟
* آیا دشمن خواهد توانست با مشت آهنین و براه اندازی جنگی خونین جلوی انقلاب بزرگ شیعیان خارومیانه را بگیرد؟!
* آینده تحولات به کدامین سو در جریان است؟!
بقیه در ادامه مطلب...

دیدار هزاران نفر از طلاب، روحانیون، فضلا و اساتید حوزه های علمیه (۱۳۸۸/۰۹/۲۲ - ۱۳:۲۳)
ادامه مطلب...
در اين مدت ديدم از " اكبر و قاسم گرفته تا صغري و كبري" رنج نامه منتشر ميكنند و دم از ظلمي ميزنند كه به زعم خودشان بر مردم ايران ميرود! نامه هايي پر از مكر و ريا... ايكاش فرصت تحليل تمام ماجراهاي اخير را داشتم....

مناسب ديدم من هم رنج نامه اي بنويسم و تمام دغدغه ها و بغض هايي را كه اينهمه مدت در گلويم گره خورده فرياد كنم و سينه اي را كه مالامال درد شده اندكي تسكين بخشم، اما نه نامه اي از قبيل همان نامه هاي رياكارانه و مكارانه! بلكه نامه اي كه مظلوميت رهبرم را به تصوير كشد ... « در اين نامه به هيچ وجه در صدد دفاع فردي از كسي نيستم چرا كه انسانهاي توانمند به وكيل مدافع نيازي ندارند ، تنها مواضع نا حق و مشت هاي گره كرده ي عده اي عليه امام خامنه اي مرا بر آن داشت كه ناحق بودن مواضع اين عده ي قليل را فرياد زنم و غصه هاي دلم را بازگو كنم.»
رنج نامه اي بنويسم كه در سطر سطرش براي مظلوميت رهبري كه نور چشم من است ، هاي هاي بگريم تا مبادا روزي برسد كه اين بغض لعنتي خفه ام كند و ديگر نتوانم لب باز كنم!
ميخواهم بگويم ، بنويسم، اما از چه؟ از كجا شروع كنم؟ فرياد مرا چه كسي خواهد شنيد؟ ميدانم كه جز فحاشي عده اي كه اگر زمان را به عقب برگردانند و اهل كوفه شوند ،علي را تنها تر از قبل رها ميكنند و
برای عمق بخشیدن به خواب غفلتشان بالش نرم و گرمی هم برای خود دست و پا میکنند!
، نصيبم نخواهد شد...
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب...





